الهیات "بدن" و فلسفه "سلامت"(رویکرد اسلامی به زندگی و بهداشت)
نشست "پزشکی اسلامی"، مفهوم شناسی و آسیب شناسی - دانشگاه علوم پزشکی ۱۳۹۶
بسمالله الرحمن الرحیم
دو تا سؤال را در همین راه دوستان فرمودند و دو تا نکته را مطرح کردند و فرمودند اگر به اینها پرداخته شود چون این دو پرسش بین بعضی دوستان مطرح است، مناسبتر است. یکی فرمودند راجع به این مقوله طب سنتی و یکی هم بحث تراریخته. من برای این که فراموش نکنم چون هر دوی اینها در بورس بحث و گفتوگو است یک اشارهای مقدمتاً عرض بکنم و بعد وارد بحث بشویم. البته این هم به بحث ما کاملاً مربوط است.
راجع به بحث تراریخته چند تا نکته مطرح است. نباید سادهانگاری و سادهلوحی در این قبیل مسائل کرد. نباید بیش از اندازه ابعادی به آن داد که خودمان را هم گیج کند و بترساند و دستپاچه و نگران نشویم که نفهمیم چی به چیست و به جای این که اگر هم احیاناً در مواردی تهدیدهایی وجود دارد، علاج و مدیریت شود، در برابر آن وا بدهیم و تسلیم بشویم یا دچار فوبیا و ترس و توهم بشویم.
از یک طرف اهمیت دستکاریهای ژنتیک در حوزه گیاهان، حیوانها و انسان است و این یک دستاورد مهمی است. اگر بتواند همه ابعاد مسائل را ببیند، مشکلات بیشتری را حل میکند، سرعت بیشتری به حل مشکلات بدهد، هزینهها را کمتر کند، منافع را بیشتر کند. آن مقداری که محصولات تراریخته یا غیر آن، هر نوع صنعت، صنایع دارویی، صنایع گیاهی، صنایعی که با محصولات حیوانی سروکار دارند و صنایعی که حتی در حوزه مقولات ژنتیک انسانی هم دخالت میکنند تا برسد به مقولهای مثل سلولهای بنیادی که «خَلْق بِإِذْنِ اللَّهِ» است و یک گیاه را، یک حیوان را، حتی اعضای بدن انسان را، حتی یک انسان را در آینده بشود در آزمایشگاه تولید کرد. اینها اولاً به لحاظ کلامی و اعتقادی چه نسبتی با مقوله خلقت الهی دارد؟ آیا ممکن است یا نه؟ و اگر هست، آیا تناقضی با تعریف الهی از خلقت و سلامت دارد یا ندارد؟ این یک بحث است که ما حالا وارد آن قاعدتاً نمیخواهیم بشویم اما یک اشاره اجمالی بکنیم.
هر کاری را که بشر در دنیا بتواند انجام بدهد و در آیندهها یا امروز یا دیروز از پس آن بربیاید، این یک چیزی در برابر خلقت الهی نیست. یعنی رقابت بین انسان و خدا نداریم چون خود انسان مخلوق و محصول خداوند است. بعضی فکر میکنند اگر انسان یک ابزاری ساخت دارد با خداوند رقابت میکند. انسان هر هنری را که داشته باشد و به هر سطحی از قدرت علمی و عملی که تا پایان تاریخ برسد، یک شمّه کوچکی از آیات الهی است. یعنی بیشتر این آیه «تَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» را توضیح میدهد که چه چیزی خلق کردیم. چون وقتی که در مورد خلقت انسان خداوند میفرماید که مبارک باد و با برکت است پروردگاری که بهترین آفرینندگان است، در لحظه خلق انسان خود را «أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» مینامد، معنیاش این است که این انسان «أَحْسَنُ الْمَخْلُوقِینَ» است. اینجا خداوند میفرماید که نگاه کنید چه چیزی آفریدیم.
بنابراین هر چه دستاوردهای انسان در عرصه انواع تکنولوژیها تعمیق و توسعه پیدا کند. فرض کنیم که ۲۰۰ سال دیگر بتواند با تکنولوژی اصلاً طیالارض را که امروز با نیروی متافیزیک مخصوص افراد خاصی است، فرض کنیم بتواند با تکنولوژی و با همین فیزیک محقق کند. باز هم اینها همه آیات الهی است. در این عالم، کسی نه مثل خداست، نه نِد خداست، نه شریک خداست، نه ضد خداست. همه چیز مخلوق اوست. هر اتفاقی بیفتد مشیت اوست. این یک اصل؛ که بعضی فکر میکنند اگر پیشرفت صنعتی، تکنولوژیک، نمیدانم اتفاق بیفتد، اینها یک وقت نکند دیدگاه دینی را که خداوند خالق است، مثلاً به خطر بیندازد یا تهدید کند. هرگز! هر چه بیشتر پیش برود، همه اینها جلوههایی از مانور قدرت و ظرافت خلقت الهی در انسان و غیر انسان است.
به لحاظ کلامی توضیح دارد، به لحاظ فلسفی هم هیچ چیزی بدون علت اتفاق نمیافتد. منتهی علتها فقط طبیعی نیستند؛ طبیعی و ماوراءالطبیعی هستند و هر دو دسته علت، الهی هستند. هر دو جزء سنتالله هستند. یعنی شما چه با دارو کسی را بتوانید معالجه کنید، چه با دعا، چه با ترکیب هر دو، همه اینها سنتالله است. منتهی سنت الهی لایههایی دارد. یک لایه آن قشری در عالم طبیعت است و یک لایه آن در عوالم فراطبیعت است که آنها هم یک عالم نیستند؛ آسمانها و عوالم هستند. آنها علیت دارند، اینها علیت دارند. گاهی علیتها با همدیگر تداخل میکنند. علت قویتر بر علت ضعیفتر غالب میشود. خود این هم سنت الهی است. گاهی هم علتهای طبیعی تعطیل میشوند. علل ماوراءالطبیعی و قویتر وارد میشوند. آن هم سنت الهی است.
همینطور که بین دو علت مادی گاهی رقابت است. شما اگر آتش بزنید، آتشگیره مناسب باشد، باید آتش بگیرد و بسوزد. این یک اصل است، یک مصداق از علیت است. یک مصداق دیگر هم دارید که اگر مرطوب باشد، خیس بشود، آتش نگیرد. خوب این هم یک قانون علیت است. آن هم علت است این هم علت است. اینها وقتی با هم تداخل میکنند، یکیشان قویتر است. اگر آتش بیشتر است، آن رطوبت را میسوزاند و از سر راه برمیدارد، آن را خشک میکند. اگر رطوبت قویتر است، نمیگذارد آتش اعمال علیت کند. پس اینجا هم در تصادم بین دو تا علت در عالم ماده هم، هر دو مصداق قانون علیت است. هر کدام از این دو تا اتفاق بیفتد قانون علیت نقض نشده است. و هر کدام از این دو تا اتفاق بیفتد سنت الهی است.
آن وقت گاهی بین یک علت طبیعی و یک علت ماوراءالطبیعی اتفاق میافتد. یک بیماری است که باید طبق عادت از بین ببرد. یا یک داروی قوی میآید مانع آن میشود یا اگر نه، یک مرتبه با صدقه دادن به فقیر، با توجه به خداوند، با دعا، یک مرتبه یک علت قویتری وارد میشود، مانع تأثیرگذاری این علت بر آن معلول میشود و آن را از بین میبرد. همانطور که آنجا آب نگذاشت آتش بسوزاند. این هم خارج از قانون علیت نیست. بالاخره دعا و صدقه و عمل خیر و دعای پدر و مادر و اینها در طول عمر دخالت دارند؟ یا بهداشت و رژیم غذایی و نوع پوشش و دارو و درمان و بیمارستان و اینها؟ هر دو هست. هر دوی اینها دخالت دارند. کدام آنها الهی هستند؟ اینها غیر الهی و غیردینی و سکولار هستند؟ نخیر، هر دوی اینها الهی هستند. در پزشکی و سلامت و در هر جای دیگری. کدام علت قویتر است؟ در یک مواردی او قویتر است. شما دعا میکنید ولی باز هم مریض از دنیا میرود. در یک مواردی او قویتر میشود. همه پزشکان میگویند این تا دو ماه دیگر قطعاً مرده است. تا ۲۰ سال دیگر زنده است، خود پزشک به زیر خاک میرود و میپوسد ولی این مریض بچهاش هم به دنیا میآید. قشری نباید نگاه کرد. این یک مسئله است. حالا فرض کنیم بحث تراریخته یک نمونه آن است. بحث سلولهای بنیادی یک نمونه است. فرض کنیم فردا همینطور که الان در لوله آزمایشگاهی با لقاح مصنوعی خارج از رحم مادر، بچه به دنیا میآید، خب این هم خلقت الهی است. این هم به اذنالله است. این هم طبق قوانین و سنت الهی است. فردا با DNA با یک بخشی از سلولهای یک انسان، یک آدم دیگر درست میشود. آن هم خلقت خداست، خلقت ما نیست. چنان که میفرماید وقتی پزشکی دارد بیمارش را با دارو و با جراحی به اصطلاح ظاهراً علاج میکند، باز هم «هُوَ الشَّافِی». خدا دارد علاج میکند، نه تو. تو در این وسط وسیله هستی.
خداوند در قرآن میفرماید وقتی شما دانه را کشت میکنید «أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ» (واقعه/ 64)؛ همان کاری که خیال میکنید شما دارید تماماً انجام میدهید، شما دارید زراعت میکنید یا ما زارع هستیم؟ شما چه کار میکنید؟ یک دانه را میگذارید زیر خاک، آب میدهید. دیگه تو چه کار میکنی؟ کار اصلی را، همه کارها را ما داریم میکنیم. چه انرژیهایی در درون این دانه است؟ چه نسبتی با خاک و آب برقرار میکند؟ چه اتفاقاتی در درون آن میافتد؟ مگر این کارها و اتفاقات را تو داری انجام میدهی؟ تو داری مدیریت میکنی؟ همه را خود خدا دارد انجام میدهد. شما در اثر تعامل فیزیکی پدر و مادر به دنیا آمدید. مگر پدر و مادر شما را خلق کردند؟ اصلاً پدر و مادر نمیدانند چه اتفاقاتی افتاده و دارد میافتد. عامل اجرایی هستند. پدر و مادر چه میدانند چه اتفاقی میافتد؟ کروموزوم چه و با کجا چه حرکتها، چه فعالیتهایی؟ هزاران هزار اتفاق دارد در بدن این دو تا میافتد و بعد این وسط چه جوری میشود یک مرتبه یک موجودی با چشم و گوش و احساس و عقل و اراده و اینها بیرون میآید، متولد میشود. یک آدم از شکم یک آدم دیگر بیرون میآید. اصلاً عادت کردهاید از بس دیدید، نگاه کردید عادت کردهاید، فکر میکنید اینها طبیعی هستند. اینها همهاش معجزه است. یک آدم از توی یک آدم دیگر بیرون میآید. اینجوری آدمها تکثیر میشوند. اینها خیلی چیز عجیبی است. به تعبیر روایت اهل بیت(ع) فرمودند: «تمام عالم مدام معجزه است». منتهی از بس عادت کردهاید فکر میکنید اینها معجزه نیست. آن بخشهایی را که ندیدید میگویید معجزه است. اینها همهاش معجزه است. صورتهای شما اینجوری، بدن اینجوری، دستها، انگشتها، رگ، پی، استخوان، میلیاردها اتفاق دارد منظم و همزمان در بدن ما پشت سر هم ردیف دارد مدیریت میشود تا من و شما اینجا بنشینیم و همدیگر را ببینیم و با هم حرف بزنیم. در بدن هر یک از ما میلیاردها اتفاق همزمان و منظم دارد میافتد. اینها معجزه است دیگه.
در نگاه دینی؛ یکی از مباحث انسانشناسی اسلامی، بدنشناسی اسلامی، پزشکی اسلامی این است که اصلاً ارتباط این بدن را با روح، ارتباط طبیعت و ماوراءالطبیعه، ارتباط این عالم و عوالم دیگر را بفهمید. اصلاً حیات و زندگی یک مقوله مادی نیست. چنان که علم و اراده شما هم مادی نیست. ببینید یک بدن چه جوری وقتی میمیرد با جمادات دیگر هیچ فرقی ندارد بلکه نفرتانگیزتر و بدتر است. چه جوری تا چند لحظه قبل معرفت داشت، آگاهی داشت، اراده داشت، احساس داشت، شعور داشت، حرکت داشت، عشق و نفرت داشت، یک مرتبه چه شده که یک تیکه گوشت و پوست و استخوانش دارد خراب میشود، کرم میافتد. بوی گندش بلند میشود، دیگر هیچ چیز نیست. نمیفهمی که چه خبر است؟ عالم ماده، عوالم غیر مادی است. فقط دنیا نیست، آخرت است. این ظاهر عالم را داریم میبینید. این ظاهر انسان است. باطن آن را نمیبینید. دنیا ظاهر است، آخرت است. آخرت باطن دنیاست. تو انسان موجود ابدی هستی، انسان موجود ازلی هستی. خب خیلی چیزها هست که مباحث کلام، فلسفه، اخلاق، حقوق، اینها همه با پزشکی، با سلامت ارتباط دارد.
یکی از مشکلاتی که پزشکی سکولار دارد و ایجاد کرد، قطع رابطه بدن با همه این حقایق است. فقط او قشریترین کنش و واکنشهایی را که در بدن اتفاق میافتد، آن هم نه همهشان را، آنها را میبیند. این بدن انسان حتی کوه عظیم یخ است که بیشتر آن زیر آب است، دیده نمیشود. یک کمی قله آن بیرون آمده است. علوم تجربی سکولار فقط به همان بخش بیرون آمده، و آن هم فقط ابعاد مادی انسان معمولاً توجه میکند. در حالی که بخش اعظم حیات انسان و انسانیت انسان جلوی چشم و زیر میکروسکوپ نیست.
فرمودند راجع به طب سنتی، گیاهی صحبت کنیم. ببینید ما الان تقریباً سه تا اصطلاح داریم. اینها را با هم مساوی نیستند ولی با هم به کار برده میشوند. یکی میگویند طب گیاهی. یک چیزی داریم میگویند طب اسلامی، اهل بیت، اسلامی، دینی. یکی میگویند طب قدیم، طب سنتی. اینها اولاً سه چیز هستند. و لو با همدیگر تداخل و ارتباط دارند. طب سنتی که منظورشان طب قدیم است، این طب انواع و اقسام داشته است. طب ایران قبل از اسلام بوده، طب هندی بوده، طب یونانی بوده و طبهای محلی بوده، طب عربی قبل از اسلام بوده که حالا اتفاقاً خیلی کمتر و ضعیفتر بوده است.
یک وقت میگویید طب سنتی یا طب قدیم منظور اینهاست که اینها مکاتب مختلف طبی بودند. هم مبانی آنها در حوزه انسانشناسی، جسمشناسی، فیزیولوژی، بیولوژی، شباهتهایی با هم داشته، هم تفاوتهایی داشته است. بخشی از آن مبانی تا الان هم معتبر است. بخشی از آن مبانی مشکوک است. بخشی هم رد شده است. اما صد در صد منتفی نشده است. یک بحث این است.
یک بحث دیگر به نام طب گیاهی داریم که مطلقاً طب صنعتی نباشد. فقط ترکیب گیاهان در حد یک صنعت دستی ابتدایی، نه یک تکنولوژی مثلاً پیچیده؛ و هیچ داروی مصنوعی نباشد، همهاش داروهای طبیعی فقط. این هم یک چیز است. این با آن قبلی یک اشتراکاتی دارند. یک جاهایی هم با هم تفاوتهایی دارند. یک چیزی به نام طب و پزشکی اسلامی مطرح میشود. اینهایی که اینها را مطرح میکنند گاهی من دیدم هر سهتای آنها را به یک معنی به کار میبرند. حتی اینها که طرفدارش هستند و آنهایی که مخالف هستند هر دو.
پزشکی اسلامی یعنی چه؟ پزشکی اسلامی یعنی از همه منابع معرفتی و از همه قوا و امکانات استفاده کنید برای حفظ سلامت و قدرت بشر تا بتواند یک زندگی متعادل از لحاظ مادی، معنوی، جسمی، روحی داشته باشد و به آن هدف و فلسفه زندگیاش که بخشی از آن مادی است، تأمین زندگی مادی است و بخشی از این مقدمه است و ذیل مقدمه آخرت و ابدیت است، برسد. با بدنی که بیمار است، بدنی که درد میکشد، بدنی که نمیتواند کار کند، زندگی علاوه بر این که سخت میشود، به آن هدفی هم که داری یک مقدار لطمه میزند. چون اصلاً این بدن را در عالم طبیعت به ما دادهاند تا ما با آن از طریق قوای حسی، قوای ادراکی و قوای فعلی آن علم و عمل به دست بیاوریم. علم به دست بیاوریم و عمل صالح بکنیم و این بدن یک ظرف است، یک کشتی است که کاپیتان این کشتی روح ماست که آن حقیقت خود ماست. ولی آن کاپیتان و ملوان کشتی بدون یک کشتی سالم نمیتواند طی طریق بکند. بنابراین حفظ این بدن که امانت خدا در دست ماست حق نداریم به بدنمان صدمه بزنیم حرام است. خودکشی حرام است. این بدن امانت است، برای من نیست. زندگی به من امانت داده شده است. این بدن امانت الهی است. من نمیتوانم بگویم این دست خودم است، میخواهم آن را از بین ببرم. این بدن خودم هست میخواهم سم بخورم. برای تو نیست. خودکشی حرام است. صدمه زدن به بدن خودت حرام است. صدمه زدن به بدن دیگران حرام است. و لو به شوخی دوست و بچه و برادرت را نیشگون بگیری، سرخ شود، باید دیه بدهید، ولو به شوخی. خشونت علیه انسانها حرام است. پیامبر(ص) فرمود: «الْعُنْفُ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ فِی حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّهِ» خشونت علیه بندگان خدا، علیه انسان، علیه حیوان، علیه گیاه، به خصوص خشونت فیزیکی و بدنی علیه انسان در حد شرک به خداوند است. یعنی خدا میفرماید چه به من شرک بورزی چه علیه انسانها خشونت اعمال کنی یا علیه حیوانات یا علیه گیاهان. حتی حیوان موذی که به تو صدمه نمیزند. شما در بیابان دارید رد میشوید از دور میبینید یک ماری یا عقربی دارد رد میشود. حق ندارید بروید به او صدمه بزنید. به تو چه صدمهای زده است؟ کشتن آن مار و عقرب هم حرام است چه برسد شکار برای تفریح، که قطعاً حرام است. میخواهم شکار کنم برای این که تفریح کرده باشم! با جان یک حیوان؟ حیات مقدس است و محترم است. پیامبر(ص) میگویند اگر دارید میمیرید یا دارد قیامت میشود یک نهال گیاه در دست شماست، نگویید خوب دیگر حالا ۱۰ دقیقه دیگر بیشتر که نیست دنیا. فرمودند آن گیاه را بکارید. به همان ۱۰ دقیقه حیات و زندگی احترام بگذارید. حق قصاص برای چیست؟ قصاص برای دفاع از زندگی است. «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ» (بقره/ 179)؛ میگوید آنهایی که عقل شما به چشمتان است، فکر میکنید قصاص ضد حیات است. ضد زندگی است! اما اگر «أُولِی الْأَلْبَابِ» هستید یعنی قدرت خردورزی دارید، این بالاخونه کار میکند، اگر عقل دارید عاقلانه، متفکرانه نگاه کنید آن وقت خواهید فهمید قصاص برای دفاع از حیات انسان است. قصاص یعنی زندگی خط قرمز است. حق ندارید با زندگی کسی شوخی کنید. نگویید حالا این را هم کشتیم، این را هم میکشیم، دو نفر دیگر را هم میکشیم. خودمان ادامه میدهیم. نمیگذاریم ادامه بدهید. البته قرآن توصیه به قصاص نکرده است، توصیه به عفو و بخشش کرده است. میفرماید عفو کنید برای شما بهتر است. خداوند بیشتر دوست دارد که انتقام نگیرید. اما راه قصاص را اگر ببندد، هم خشونت از دو طرف بیشتر میشود. هم قاتل میگوید ای بابا مثل این که جان آدم و زندگی مفت و ارزان است. این یک نفر را کشتیم کاری نشد حالا چهار نفر دیگر را هم میزنیم. هم از آن طرف بستگان مقتول میگویند اینجوریه؟ پس کو عدالت؟ حالا که اینجوری است، اگر این را نکشید، ما میرویم کل خانواده او را میکشیم. اصلاً اگر اجازه قصاص نباشد خشونت هزار برابر میشود. دفاع از زندگی است.
زندگی بسیار چیز مهمی است. قتل عمد یک انسان از جمله چیزهایی است که قطعاً انسان را جهنمی میکند. این دیگر وعده صریح خداوند در قرآن است. میفرماید اگر یک انسان را بیگناه بکشید، گویی همه بشریت، هفت میلیارد آدم را کشتید. یک نفر را احیا کنید و نجات بدهید از مرگ مادی یا مرگ معنوی، انگار کل بشریت را احیا کردید. نگویید آدم، یک نفرش مهم نیست. قرآن میگوید منطق انسانی، منطق یک نفری و کمّی یک انسان مساوی با کل انسانها است. هم در قتل او هم در احیای او. لذا پزشکی، پرستاری، داروسازی، اینها با مقدسات و با جان انسان سروکار دارند. حریم الهی است. فرمودند اگر کسی درد میکشد، میتوانید کمکش کنید، اگر از کنار او عبور کنید، مجروح رهایش کردید امام(ع) فرمودند، حضرت عیسی بن مریم(ع) فرمودند کسی که مجروح را رها کند، مثل کسی است که او را مجروح کرده است. این منطق دین است. خب پس سلامت انسان فوقالعاده مهم است. جان و بهداشت او, در شرایطی که مردم ۱۵۰۰ سال پیش هیچ جای دنیا اصلاً بهداشتشان مشخص نبود، چه برسد به جزیرهالعرب. چقدر آموزشهای بهداشتی پیامبر و اهل بیت دادند. میفرمودند لباسهای خودتان را حداقل هفتهای یک بار در آب جوش بجوشانید. همه لباسهای سفید و روشن بپوشیم که تا کثیف میشود معلوم شود. هم از لحاظ رنگهای روشن از لحاظ روحی و روانی آثارش بهتر است تا رنگهای تیره. اصلاً مستحب بود، پیامبر و اهل بیت معمولاً همیشه لباس روشن میپوشیدند. معمولاً لباسهای روشن و بیشتر سفید و رنگهای روشن. میفرمودند که شستن دست و پا، نظافت. اصلاً برای عبادت باید حداقل روزی چند بار دست و پا و صورت و اینها همه را بشویید. به قصد عبادت باید بشویید. و نظافت و زندگی مادی را مخلوط کردند. در آن جامعه بیآب و کم آب و بیتمدن که اصلاً چیزی به نام رژیم غذایی و بهداشت و اینها مطرح نبود. بسیاری از این حرفهایی که پیامبر و اهل بیت زدند تا همین الان هم برای بشر تازه است. این هم یک بخش، که هدف طب اسلامی روشن شد که نگاه آن به بدن یک نگاه الهی است.
میگوید که خیلی چیزها در سلامت بدن مربوط است. اولاً روح را از بدن تفکیک نکنید. روح و بدن در هم اثر میگذارند. اخلاق و وضعیت جسمتان به هم مربوط است. وقتی بیمار هستید، درد میکشید، بداخلاق میشوید. وقتی خیلی گرسنه هستید، غذا نیست بیصبر میشوید. درست است؟ وقتی از آن طرف خیلی پرخوری میکنید، غذا زیاد میخورید، فکرتان، مغزتان زیاد دقیق کار نمیکند. خیلی نمیتوانید عبادت بکنید چون عبادت فکر میخواهد، توجه میخواهد. عبادت یک عمل عقلی قلبی است. گوشت زیاد بخورید وحشی میشوید. در روایات ما هم هست که خشن میشوید. اصلاً نخورید هم آثار جسمی و روحی بدی در پی دارد. میفرمودند نکنید اصلاً ۴۰ - ۵۰ روز بگذرد اصلاً گوشت نخورید. ولی این که هر روز، یک روز درمیان گوشت بخورید، این هم بد است. میگوید معده خودتان را قبرستان حیوانات قرار ندهید. این قدر گوشت نخورید. ولی ترک گوشت هم نکنید.
خب ما در روایت، همه چیزهایی را که به بهداشت مربوط است و بهداشت جسم به آنها مربوط است راجع به اینها توصیه شده است. این هم یک بخشی از پزشکی اسلامی است. میگوید رژیم غذایی در بهداشت بدنتان و در بهداشت روحی اخلاقیتان، در حالات معنوی اثر دارد. عکس آن هم هست. باز یک عالمه آیات و روایات داریم. توصیه به حرکت بدنی. شما اگر بهترین غذا را بخورید، حرکت بدنی نداشته باشید، جسم و روحتان هر دویش بیمار میشوند. این تعبیر حضرت امیر در دعای کمیل که «یا رَبِّ قَوِّ عَلَی خِدْمَتِکَ جَوارِحی». خدایا این بدن من را قوی کن، بدن ضعیف نمیخواهم. بدنی قوی و سالم را میخواهم. منتهی در مسیر خدمت به تو، در مسیر درست.
یک دعای دیگری از امام سجاد(ع) هست که میفرماید که خدایا از تو خواهش میکنم من را وارث اعضای بدنم قرار نده. یعنی چه؟ یعنی هیچ عضوی از بدنم از کار نیفتد که من بخواهم بدون آن عضو، بقیه زندگی را ادامه بدهم. مثلاً بدون دست، بدون چشم، بدون پا. یعنی زندگی با بدنی که کامل و سالم نیست و به دیگران محتاج میشوم. ضعیف میشوم، آسیبپذیر میشوم. بعضی کارها را دیگر نمیتوانم انجام بدهم. یعنی خدایا کمکم کن، من هم با عقل و علم و عمل و به لطف تو تا وقتی در این عالم هستم، بدن سالم داشته باشم و بتوانم هم از زندگی لذت ببرم، هم به وظایفم عمل کنم. خب این یک دعای اسلامی است. روشن شود اهداف اسلامی چیست. منتهی تنها مؤثر فقط پزشک و فقط داروی مادی نیست اما مؤثر هست، بسیار هم مؤثر است.
یک بخش دیگر از پزشکی اسلامی این است. سؤال: به نظر شما درد و بیماریای هست که درمان نداشته باشد؟ خوب خیلیها میگویند بله آقا. این همه از عمر بشر گذشته است، هنوز بسیاری از بیماریها را اصلاً نمیدانیم چی هست چه برسد که دارویی برای آنها تأمین شده باشد. همین الان چند تا بیماریهای مهمی که بشر را لتوپار کرده، هست که اصلاً نمیدانند علت آن چیست. به شدت هم رایج است. چه برسد به درمان آنها.
حالا گوش کنید، حالا ببینید در هزاره قبل، در آن جامعه طرف میآید از پیامبر میپرسد، میگوید آقا یک بیماریهایی هست که اینها علاج نمیشوند. خدا چرا این بیماریها را قرار داده است؟ پیامبر فرمودند تمام بیماریها قابل علاج است. همه بیماریها دارو و درمان دارند. بروید آنها را پیدا کنید. بشر باید بگردد پیدا کند. بخشی از این درمانها را خداوند از طریق انبیاء و اولیاء به بشر منتقل کرده است. این را به شما بگویم حتی بسیاری از این چیزهایی که ظاهراً سنخ آن تجربی است اینها اصلاً تجربه نشده است. شروع آن با تجربه نبوده است. با الهامات الهی و با آموزش الهی بوده است. بعداً که منتقل شده است، تجربیات بعدی بر اساس آن آمده است. بسیاری از چیزها اصلاً امکان تجربه نداشته است. اتفاقاً امام صادق(ع) با یک پزشک متخصص هندی که مشرک بود، سر همین بحث میکردند. فرمودند این که از سنخ تجربی است یا الان قابل تجربه است، معنی آن این نیست که همه اینها با تجربه کشف شده است؛ و سؤالاتی از او میکنند که آن پزشک اتفاقاً آخرش اعتراف میکند. میگویند اصلاً شما فکر میکنید تمام اینهایی که الان به اسم تجربی است، واقعاً همه اینها تجربه شده است؟ اصلاً اینها امکان تجربه شدن داشته است؟ بله از نوع تجربی است، سنخ متدولوژی آن تجربی است، شروع بسیاری از اینها آنها با تجربه نبود.
پزشکی اسلامی: یک) تجربه. علم تجربی. دو) عقل. اندیشیدن. تفکر، کشف، خلاقیت. سه) یک مواردی شهودی است. حالا اسم آن را جرقه فکری میگذارید ، اسمش را حدس میگذارید. بسیاری از کشفیات و ابداعات در حوزه صنایع و در حوزه علوم تجربی با این که سنخ آن تجربی است یعنی میگوید خب این را با این باید تجربه کنیم ببینیم میشود یا نمیشو؟ الان میشود تجربه کرد ولی کشف آن با تجربه نبود. یک مرتبه الهام. بسیاری از شیمیدانهای بزرگ، پزشکان بزرگ، مخترعین بزرگی را که با آنها در همین قرن ۲۰ مصاحبههایی کردند که مثلاً چه جوری، در چه حالتی شما چه امکاناتی باید فراهم باشد که یک کسی کشف کند یک چیزی را. اصلاً از قبل سؤالش چقدر در ذهنتان بود؟ چقدر درگیرش بودید؟ مسائل جسمانی، روحانی، محیطی اینها چه تأثیری دارد؟ نمیتوانید یک وقتی یک کاری کنید کارخانه انبوه مخترع و مکتشف، نابغه راه بیندازید یا نه؟ اغلب اینها، بیش از ۸۰ درصد، نزدیک ۹۰ درصدشان گفتند که ما در آن لحظهای که این مسئله به ذهن ما زد، اصلاً به این مسئله فکر نمیکردیم. مثلاً رفتند مسافرت، تفریح، مشغول یک کاری، یک مرتبه در ذهن ما آمد! و خودم هم تعجب کردم که چطور فکر به سرم آمد؟ این یک پروژهای بود مثلاً قبلها به آن اندیشیده بودم، رهایش کرده بودم. ۱۰ سال گذشته است. در مسافرت با خانمم کنار دریا داشتیم راه میرفتیم، ماهیگیری میکردم، یک مرتبه صورت مسئله با سه چهار تا جواب، توی ذهنم آمد که اصلاً من این مسئله این یادم نبود. یک مرتبه دیدم با چهار تا راهحل آمد!
بعد آنجا مطرح میکند که واقعاً چقدر از این ابداعات و اختراعات حتی تجربی و فیزیکی، واقعاً تجربی و فیزیکی است؟ هیچ توجیهی ندارند، میگفتند از اغلب آنها میپرسیدیم میگفتند ما اصلاً هیچ توضیح و توجیهی نداریم که چرا چه شد که یک مرتبه من این را فهمیدم. اصلاً یادم نمیآید چه شد که من یک مرتبه فهمیدم. مثل یک جرقهای از یک عالم دیگر یک مرتبه میزند یک پنجره را یک لحظه برایت باز میکند دوباره میبندد.
ببینید پزشکی در اسلام همه علوم از جمله پزشکی، تجربه فوقالعاده نقش دارد. عقل بشر که تجربیات را جمعبندی کند یا حتی گاهی بدون تجربه یک محاسباتی بکند و به یک نتایجی برسد، فوقالعاده مهم است. شهود مهم است. یک بخش مهمی هم از این علوم، حتی علوم تجربی، هم منشأ وحیانی داشت، یعنی برای نخستین بار پیامبران با بشر درمیان گذاشتند. بشر خودش تجربه نکرده بود.
قرآن میفرماید اصلاً بعضی صنایع را در روایت داریم بعضی بسیاری از صنایع اصلی را انبیاء به بشر آموختند. کشتیرانی، قرآن راجع به کشتی میفرماید حضرت نوح به او گفتیم که پیش چشم ما «اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا» کشتیسازی کن. کشتی بزرگ و اقیانوسپیما به تو یاد بدهیم. قرآن میفرماید به حضرت داوود(ع) این صنایع زرهی و دفاعی را الهام کردیم. کشاورزی، دامداری، کشف آتش، کشف ابزار، همه اینها، بسیاری از اینها تاریخ هم هیچ وقت نگفته است که اینها را مثلاً کشف میکردند. مثلاً فکر کنید اصلاً کسی از اول به آتش فکر میکرد بعد گفتم خوب یک چیزی به نام آتش هست. آتش کجا بوده؟ بعد حالا بروند امتحانهای مختلف بکنند چه جوری آتش میآید. نه، یک مرتبه در این صحنه یک اتفاقی افتاده آتش را دیده است. آن اتفاق، اتفاق نیست. آن اتفاق پروژه است. امام صادق(ع) میفرماید تمام گیاهها، تمام درختها، تمام میوهها را رفتند یک بنیانگذاری داشته است. این علم را رفته است همه اینها را در تمام دنیا گشته، پیدا کرده، خورده است، بعد مرده است. فرمودند زهرش یا درستش یا این چند بار باید مصرف بشود، چه نتیجهای میدهد؟ این با کدام یکی باید ترکیب شود؟ چه جوری همه این کارها را رفتند تجربه کردند، فهمیدند؟ چه کسی تجربه کرده است؟ اصلاً اسم او کو؟ کجای تاریخ است؟ بخش مهمی از اینها را بشر به تنهایی، ابزار آن را دارد ولی خودش به تنهایی از صفر نمیتواند به آن برسد. یادتان دادیم. ضمن این که همین الان هم که آخرین اختراعات زمان ما میشود، این هم الهامات الهی است. همین که یک فیزیکدان نشسته، یک مرتبه میگوید آی یافتم، یافتم. از کجا یافتید؟ ارشمیدس در حمام بود گفت آی یافتم! در حمام چه چیزی را تو یافتی؟ غیر از صابون و چیزهای دیگر که در حمام نیست که پیدا کنید. ارشمیدس. میگفت آی یافتم! ذهن تو جای دیگری است، از آنجا یافتید. در حمام پیدا نکردید.
تمام کسانی که یک مرتبه یک نظریه به ذهنشان میآید یا کشف و اختراع میکنند اینها در عالم ماده اتفاق میافتد اما اینها منشأ مادی ندارد. از یک بُعد غیرمادی در انسان به بُعد مادی انسان سرایت میکند. علوم اسلامی و غیر اسلامی تفاوتشان این است. علوم سکولار میگویند که تنها منبع کشف تجربه است. علوم اسلامی میگوید یک منبع مهم کشف تجربه است. ضمن این که تجربه هم علوم تجربی سکولار نیست، الهی است. آن هم ابزار الهی و قدرت الهی است. یک منبع عقل است، یک منبع شهود است و بالاترین منبع وحی است.
سؤال بعدی: آیا در پزشکی اسلامی صنایع، صنعت داریم یا فقط باید طبیعی و دست نخورده باشد؟ صنعت داریم. قرآن از صنعت حرف میزند. اصلاً این تعبیر "حدید" که میفرماید کتاب و میزان و حدید فرستادیم، اغلب مفسران میگویند مراد از این حدید، صنعت است؛ که خداوند میفرماید ما کتاب را یعنی حقیقت و معرفت را و میزان، ترازو، معیار، عدالت، آن معرفت است این عدالت است و حدید، فولاد، آهن نازل کردیم. و این سومیاش یعنی قدرت؛ و این شامل صنایع دفاعی- نظامی هست، شامل همه صنایع هست. در قرآن به صنعت اشاره میشود، در روایات پیامبر و اهل بیت و در سیره عملیشان استفاده از صنایع روز و توصیه به صنعت. بعضیها فکر میکنند صنعت و تکنولوژی ذاتاً سکولار است و فقط محصول مدرنیته سکولار بوده و مال همین قرن ۱۸، ۱۹ به بعد اینها با تاریخ صنایع را نمیدانند، تاریخ تمدن را نمیدانند. شروع همین صنایع جدید در تمدن و جهان اسلامی بوده است. هم آیات و روایات ما را ندیدند، هم فکر میکنند چیزی به نام جبر ابزار داریم. بله، این که استفادهای را که کفر و شرک و استکبار میکند و کرده در طول تاریخ، بخصوص در این عصر اخیر از صنایع و تکنولوژی و علوم ابزاری در جهت صدمه زدن به بشریت، صدمات مادی و معنوی به بشر، این خیانت است. این نوع مدیریت تکنولوژی مضر است. این حرف درست است اما نتیجه گرفتن این که چون این صنایع اینجوری الان استفاده میشوند، پس کلاً ذاتاً تکنولوژی و صنایع سکولار و غیر الهی و تمدن اسلامی منهای اینهاست و یا کل هر چه که از غرب و شرق عالم ابزار هست کلاً ذاتاً نجس و حرام و سکولار است، ما از باب اکلمیته استفاده میکنیم. این را از کجا آوردی؟ نه شرع چنین چیزی گفته نه عقل گفته است. اما آن حرف درست است که یک تمدن مادی میآید از پیشرفت تکنولوژی، تکنولوژی مواد مخدر را شروع میکند. به جای این که به بشر خدمت کند، صدمه میزند. تکنولوژی پورنو و فحشا و سکس. تکنولوژی فضولی در حریم خصوصی مردم. تکنولوژی جنگ و آدمکشی، بمب اتم، بمب شیمیایی، بمب میکروبی. این حرف درست است. یک تمدن فاسد مادی و شیطانی از تکنولوژی، اینجور تکنولوژیها را مدام پروررش میدهد. ولی یک تمدن الهی، تکنولوژی هست منتهی تکنولوژیهایی که در خدمت مبارزه با فقر است، مبارزه با فساد است، مبارزه با جهل است، مبارزه با بیماری است، مبارزه با اسارت است. فرق میکند شما در یک تمدن، چه نوع تکنولوژیها را چطوری رشد بدهید، گسترش بدهید، پولآور کنید، کدامها را سودآور، کدامها را مضر بکنید. این هست اما اینها با هم یکی نیست. پس طب اسلامی همان طب گیاهی است؟ طب اسلامی طب گیاهی هم هست، طب صنعتی هم هست. هر دویش هم با عقل و حساب کتاب است.
آیا طب قدیم، اسلامی است یا طب جدید هم میتواند باشد؟ طب اسلامی طب قدیم و جدید است. فقط قدیم نیست، جدید هم فقط نیست. این حقایق را هزاران سال بشر کشف کرده است. همین الان بعضی از بیماریها دارد به همان شیوهها علاج میشود که با این شیوههای جدید نمیشود. من خودم خیلی نسبت به این چیزهای قدیمی حساس و سختگیر هستم چون از بس قاطیپاتی کردند و چرت و پرت هم قاطی کردند و خرافات و کلاهبرداری و عوامزدگی شده، و ولی یک چیزهایی دیدم که اصلاً باورنکردنی است. این امکان هم هست. بله یک چیزهایی هم هست که در قدیم تا همین ۵۰ سال پیش نمیفهمیدند اصلاً چیست. خوب حالا یک ابزاری آمده است. با اشعه ایکس، با لیزر، با آندوسکوپی، چیزی که سه سال طول میکشید ۲۰ سال طول میکشید نمیفهمیدند، حالا میفهمند. خب چرا از این استفاده نکنیم؟ پزشکی اسلامی هم از این استفاده میکند. هر چه که مفید و مؤثر است و جواب پس میدهد، استفاده کنید. چرا لجبازی میکنید؟ خرافات قدیمی هم دارید خرافات جدید هم دارید. خرافات را کنار بگذارید ببینید چه چیزی مفید است. این هم یک بخشی از پزشکی اسلامی است. پس پزشکی اسلامی قدیم و جدید، همه تجربیات بشر. پزشکی اسلامی هم طبیعی هم صنعتی. منتهی چه نوع صنعتی؟ چه نوع طبیعی؟ پزشکی اسلامی جسم و روح را با هم باید ببینید، نه فقط جسم را. پزشکی اسلامی رابطه اخلاق با اعصابتان، رابطه معنویت با شکم و معدهتان و غذایی که میخورید، اینها را میبیند. یک بُعدی نگاه نکنید، چند بُعدی نگاه کنید. پزشکی اسلامی خدمت به بیمار عبادت است. عیادت بیمار زیارت خداست. خدا فرمود روز قیامت از بندگانم میپرسم چرا من مریض بودم زیارت من نیامدید؟ میگوییم مگر خدا هم مریض میشود؟ میفرماید بندگان من مریض بودند، در خانه، در بیمارستان، حوصلهشان سر میرفت، تنها، روزها، هفتهها گذشت و هیچ کس نیامد احوالشان را بپرسد. فرمود کسی که «مَنْ عَادَ مَرِیضًا» هر کس برود به یک مریض آرامش بدهد، احوالش را بپرسد، کمک کند، «کَمَنْ زَارَ اللَّهَ». مثل کسی است که به عیادت و زیارت خدا رفته است.
پیامبر فرمود همه بیماریها درمان دارند، دنبال آن بروید. یعنی چه؟ یعنی پژوهش در عرصه پزشکی خط پایان ندارد. نگاه الهی، نگاه مادی، نگاه مادی در ذیل نگاه الهی. پیامبر فرمودند پژوهش در عرصه سلامت و بهداشت، خط پایان ندارد.
اصل دیگر؛ از تجربه غیر مسلمانها استفاده بکنیم یا نکنیم؟ پزشکی اسلامی میگوید بکنید. پیامبر پزشک یهودی داشت. پزشک مسیحی داشت. چون آن موقع مسلمانان در پزشکی هنوز پیش نرفته بودند، اول کارشان بود، در همان وسط نهضت و انقلاب و زندان و جهاد و شهادت مثل اوایل دهه ۶۰ خودمان بود. بعدها بود که مسلمین بزرگترین بیمارستانها و دانشگاههای پزشکی در سطح جهان شدند که از شرق و غرب عالم به بیمارستانهای اسلامی برای معالجه میآمدند. ولی آن موقع هنوز نبود. همه ما شنیدیم شب شهادت حضرت امیر(ع) یک طبیب یهودی بالای سر ایشان آمد.
آیا اسلام میگوید که از پزشک غیرمسلمان غربی یا شرقی از دستاوردهای آنها استفاده نکنیم؟ پزشکی اسلامی میگوید استفاده بکنید. اگر یک بیماری از راه حرام علاج میشود، آن حرام حلال میشود؟ جواب: فرمودند اگر واقعاً از راه حلال علاج نشود، مجبور باشی، بله ممکن است حلال شود. بلکه واجب شود. اما یک تعبیری را از امام صادق(ع) دیدم. فرمودند آنچه که حرام شده است به خاطر صدماتی که به انسان میزند حرام شده است. محال است بیماریای باشد که از راه حلال و مشروع قابل علاج نباشد. محال است. آقا پزشک گفته باید مشروب بخوری! باید گوشت خوک بخوری! اسلام میگوید اگر واقعاً یک چیزی بود به این حد رسید هیچ چارهای نیست، اکل میته عیبی ندارد. یعنی جنازه مرده برای حفظ حیات واجب است. میگویند اگر در بیابان گیر کردی، آب و غذا نداری، داری میمیری، یک کسی آنجاست، آب و غذا دارد، بیش از اندازه. تو داری میمیری، او به تو نمیدهد. تو شرعاً وظیفه داری به زور از او بگیری. چون حفظ حیاتت واجب است. حتی اگر کار به درگیری بکشد.
مرزهای اصلی پزشکی اسلامی با پزشکی غیر اسلامی چیست؟ شما که میگویید از همه علوم تجربی شرق و غرب و قدیم و جدید باید استفاده کرد. پزشک پیامبر هم غیر مسلمان بوده است. از تجربه پزشکی ایرانی قبل از اسلام چقدر گفتند استفاده کنید، پزشکی هندی، پزشکی یونانی. اما یک جاهایی از آن را هم اصلاح کردند، حذف کردند، اضافه کردند و بعد هم با عقل و تجربه که دیگر پزشکی اسلامی، ایرانی، عربی شد که دیگر اوج پزشکی بود، این پزشکی جدید دنیا پایهاش بر اساس همان پزشکی است که در ظرف هزار سال پیش تا ۵۰۰ سال پیش مسلمین ساختند بلکه از ۱۱۰۰، ۱۲۰۰ سال پیش. بنیان این پزشکی همان است. از این به بعد ابزار و تجربههایش و دنگ و فنگ آن بیشتر شده است. بخصوص ابزار. اما اصل آن، همین بنیان پزشکی است که مسلمین گذاشتند. بخصوص ایرانیها. ایران بعد از اسلام؛ چون ایران بعد از اسلام به لحاظ علم و تمدن اوج قله جهان شد. ایران قبل از اسلام در یک دورههایی بود، اما بیشتر به لحاظ نظامی، قدرت ارتشی بود. و یک دوره محدودی هم در جندیشاپور به لحاظ بعضی از رشتههای علمی بود. بعد از اسلام شما هزاران هزار نابغه علمی در همه رشتهها در ایران میبینید. اصلاً این بذری که در استعداد ایرانیها بود اسلام چنان آن را پرورش داد که یک مرتبه در ظرف دو- سه قرن شما میبینید که چند هزار نابغه جهانی و متفکران در همه رشتهها در ایران ظهور کردند. خیلی عجیب است. گفتند در تاریخ بشر در دنیا در دوتا مقطع فقط این اتفاق افتاده است که انفجار نبوغ بوده و یکی از آنها در ایران پس از اسلام بوده است که تا همین الان آثار آن هست. بسیاری از ریاضیات جدید، فیزیک جدید، پزشکی جدید، شروع همه اینها در اسلام، تمدن اسلامی ایرانی بود. ببینید همه اینها موضوعاتی برای پژوهش در حوزه سلامت است. به روح و جسم باید با هم توجه داشت.
پزشکی اسلامی میگوید بیمار تو انسان است، یک بدن نیست. ظرفیت خلیفه اللهی دارد. به بیمار خود به چشم خلیفه اللهی نگاه کنید. با جان و درد بیمار تجارت نکنید. که تا میآید و او را برانداز میکنی بگویی این مریض چند میارزد؟ چقدر از توی این درمیآید. پاسکاری کنیم او به من، من به او، او در فیزیوتراپی، او در داروخانهاش، او در این متخصص، او در آن تخصص، او را بچلونیم! اگر هم فقیر است که برو. خب یک بخش مهم پزشکی اسلامی بحث اخلاق پزشکی است.
یک بحث مهم دیگر پزشکی اسلامی، بحث حقوق است. حقوق بیمار، حقوق پزشک، حقوق خانواده. بحث حقوق بشری و حقوق اسلامی در پزشکی است. حالا که الان بیمارستانهای درجه یک خصوصی سرمایهداری دنیا به خاطر دنیاشان فهمیدند که باید مسائل اخلاقی و حقوقی را رعایت کنند. لذا شما در بیمارستانهای درجه یک میلیاردرهای دنیا که میروید، میبینید مباحث حقوقی و اخلاقی را خیلی خوب رعایت میکنند. اولاً مؤدب هستند، لبخند میزنند، احترام میگذارند، همانطور که اسلام میگوید. اسلام میگوید پزشک و پرستار مراقب باشند و خانواده بیمار، با بیمار اخم نکنند، تلخ حرف نزنند. با بیمار مهربان و پرتحمل باشند. فحش هم به شما میدهد، لبخند بزنید. خب این را الان در بعضی بیمارستانهای غیردینی سرمایهداری به خاطر این که مشتریشان را نگه دارند رعایت میکنند. شما در شرکت خصوصی هواپیما میروید میبینید از اول مؤدب، لبخند، منظم سرویس داده میشود. مریض هستی میروی در هواپیما اصلاً بیگانه هم باشی، زبان هم بلد نباشی چنان قشنگ به تو سرویس میدهند که اصلاً انگار شهر خودت هستی. همه چیز مرتب. سر ساعت میآیند، این از او تو را تحویل میگیرد او از این تو را تحویل میگیرد همه چیز مرتب بیمارستان میبرند و... اصلاً زبان هم ندانی، چرا؟ دارد اخلاق و حقوق را برای پول رعایت میکند. اسلام میگوید نه فقط برای پول، برای کرامت خودت و برای کرامت او.
بعد آنهایی که بیماریشان علاج نمیشود یا مشکل دارند یا بیماریهای مزمن دارند، باز روایت داریم فرمودند که، این خیلی مهم است. پیامبر فرمود خداوند در حدیث قدسی میفرماید، اینهایی که ۴۰- ۵۰ سال درد میکشند، بعضیها را دیدید که طفلکها تمام زندگیشان بیماری است. در مورد اینها و در مورد خانواده اینها که پرستاریشان را میکنند و تقریباً مزه مهمانی، تفریح، استراحت، نمیچشند. پیامبر فرمودند، خدای متعال فرمود که روز قیامت که همه دارند حساب و کتاب میشوند، من از بندگانم خجالت میکشم که ۵۰ سال همهاش درد کشیده یا مریضداری کردهاند، اینها از حساب و کتاب معاف هستند و اینها مستقیم اهل بهشت هستند. اینها هم در پزشکی اسلامی هست.
شما ببینید همین روایت چقدر آرامش میدهد. یک روز برای بیماریهای خاص رفتم صحبت کردم، این روایت را گفتم. یک آقایی آمد گفت آقا من ۴۵ سال است هر روز باید بچهام را ببرم آمپول بزنم! و اینجای من مانده بود که خدایا این چه قسمتی بود به ما دادی؟ من چه کار کرده بودم؟ تا این جمله را از پیامبر گفتید تمام خستگی این ۴۰ سال از بدن من بیرون رفت. یک خانمی آمد متأسفانه حجاب درستی هم نداشت ولی مریض بود و خیلی سختی کشیده بود. آمد جلو گفت که آقا تا حالا به ما نگفته بودند که دین، خدا همین جزئیات را هم دارد حساب میکند. اینها را هم دارد حساب میکند. من همه اینها را به پای بدبختی و بدشانسی خودم گذاشته بودم. من نمیدانستم خدا دارد این جزئیات را هم ثبت میکند و حساب میکند. حواسش هست که من چقدر زجر کشیدم. او حواسش به من بود، من حواسم به او نبود. این خانم قلب پاکی هم داشت. گفت من توجه نداشتم که خدا حواسش به من بوده است، من حواسم به او نبوده است. گفت چرا این روایات را به ما زودتر نگفتند؟ چرا همهاش چند تا روایت خاص و چند تا موعظه خاص، فقط همینها را میگویند؟ گفت این زندگی من را زیر و رو میکند وقتی بفهمم این سختیهایی را که دارم میکشم، اینها عبادت است. اینها برای من در عالم بعد مفید است. همین را به ما بگویند. وقتی این را بدانم من با انگیزه، با آرامش کار میکنم، نه با زجر.
خب یک بخشی از پزشکی اسلامی هم این مباحث انسانیاش است. یک بخشی بحث تکنولوژی است. یک بخشی تجربه است. دیدن این که جسم و روح همدیگر را کامل میکنند. حفظ سلامت و قدرت بدن، شرعاً واجب است. مثل نماز است. یعنی ما نمیتوانیم بگوییم که یک غذایی مضر است، بیحرکتی، بیورزشی، مضر است. الان مثلاً به ما میگویند ورزش کن، اینها را نخور، اینها را بخور، فکر میکنیم اینها حرفهای مثلاً حاشیهای است چه ربطی به دین ما دارد؟ در حالی که من در روایات میبینم که میگوید که اگر بدانی یک خوردنی یا یک بیحرکتی، یک تلاشی به سلامت تو صدمه میزند آن کار را انجام بدهید، این گناه شرعی است. چون این بدن را خداوند برای یک کار دیگری به ما داده است. گفته این بدن را دادم که با آن مثلاً ۷۰ سال، ۸۰ سال سر کنید. سالم نگهش دارید و با این بدن عمل صالح بکنید. روحتان را رشد بدهید. بعداً این بدن را از شما میگیریم. مثل اسب است. به شما دادیم کاه و یونجهاش را بده، مراقب بهداشت آن هم باش، بعداً این اسب را از تو میگیریم بدون این اسب دیگر باید با یک مرکب دیگری بقیه این مسیر را تا ابد باید ادامه بدهید. ولی این بدن در این عالم برای تو خیلی نقش دارد. با این بدن ازدواج میکنید و نسل ادامه پیدا میکند. با این بدن غذای خود این بدن را باید تأمین کنید. با این بدن باید از کرامت انسانها و جامعه خودت دفاع کنید. با این بدن به دیگران خدمت کن. با این بدن علمت را افزایش بده. با این بدن چه کار کن، چه کار نکن. بدون این بدن نمیتوانی. اگر این بدن سالم باشد میتوانی کارهایی را بکنی. وقتی درد میکشی، نمیتوانی. وقتی درد شدید داری شما میتوانی بنشینی مسئله ریاضی حل کنی؟ اصلاً آدم وقتی که درد شدید دارد، میتواند بنشیند کتاب بخواند؟ میتواند بنشیند یک نماز باحال بخواند؟ نه دیگه. اینها مانع میشوند. از همه جهات به آن توجه شده است و بعد قوایی که در خود بدن است.
در روایت داریم فرمودند قدرتی که در بدن شماست، بخش بسیار اندکی از آن را شما استفاده میکنید. فرمودند خداوند اکثر انرژی را که در بدن شما، در همین جسم در سلولهای مغزی، در اعضای ادراک، در حرکتتان قرار داده است، روایت میفرماید اغلب مردم از بخش بسیار اندکی از انرژیها و قدرتهایی را که در بدنشان به آنها دادیم استفاده میکنند و اغلب آنها اصلاً خبر ندارند که چنین توانی به آنها دادیم. چون این بدن را خودشان درست نکردهاند یک مرتبه دیدند ما آنها را در این بدن گذاشتیم، از شکم مادرشان با همین بدن بیرون آمدند. چه میدانند این بدن چیست! خیال میکنند این، خودشان هستند. مردم خیال میکنند خودشان همین هستند. نمیدانند که این را به آنها دادیم و نمیدانند چه قوایی در این بدن است و نمیدانند در هر ثانیه چه اتفاقاتی دارد میافتد که تو داری دستت را اینجوری میکنی. نشستید بدون این که درد بکشید. چشمهایت میبیند، گوشهایت میشنود، مغزت کار میکند. احساس گرسنگی، احساس درد میکنی.
اصلاً ما میگوییم این روایات راجع به غذاها و داروها را اولاً مثلاً مرحوم شیخ صدوق و بعضی از بزرگان ما میگویند اکثر این روایات سند قطعی نیست. اما چون سند قطعی نیست، دلیل نمیشود همه را دور بریزیم. حالا ما یک پیشنهاد میکنیم. آقا اصلاً فرض کن اینها سندشان هم قطعی نیست، درست نیست. اصلاً فرض کن ائمه نگفتند. به امتحان اینها میارزد یا نه؟ آزمایش کنیم. به دین نسبت نمیدهیم. نمیگوییم پزشکی اسلامی، طب انبیاء، طب امام صادق، طب اهل بیت. اینها را نگوییم. چون در بحث سند اینها بحث است. راجع به نسخه خاص و بیمار خاص و شرایط خاص است یا عمومی است؟ بحث است. بعد هم اینها که هیچ کدام واجب و مستحب نگفتند. اینها به اصطلاح مولوی نیست، ارشادی است، یعنی شما با عقلتان هم تشخیص میدهید. حالا یک بار هم امتحان کنیم. یک پژوهش استراتژیک شروع کنیم. مثلاً میگویند که رابطه عناب و لعاب عناب با نرم شدن سینه. وقتی که سینهات گرفته و خراب است، ملایم شدن سینه. این را ببینیم، امتحان کنیم. بروید در آزمایشگاه، در نسخهها، تجربه کنید. ببینیم واقعاً اینها با هم ارتباطی دارد یا نه؟ مثلاً میگوید که مخصوصاً اگر با آب یا شیر بجوشانید، ملین است. رابطه عناب با مقدار ادرار. آزمایش درست علمی. – من صفحه عناب را باز کردم. برای همه گیاههان هست، من این صفحه را باز کردم - رابطه عناب و آرامبخشی اعصاب. رابطه عناب برای کنترل بعضی از تبها. تمیز کردن خون. برویم در یک آزمایشگاه ببینیم عناب با تصفیه خون ارتباطی دارد؟ بعضی از انواع سرفه. مهار بعضی از سرفهها. رابطه آن با مسئله خواب و بیخوابی. اینهایی که دچار بیخواب هستند، نوع خاصی از مصرف و دستور مصرف عناب، ببینید با بیخوابی و اعصاب رابطه دارد؟ اگر بول و ادرار کسی قطره قطره میآید، چند تا علت دارد. یک نوعش حداقل هست که برگ درخت عناب را اگر له کنند، بگذارند روی مثانه، این را برطرف میکند. خب آزمایش کنیم ببینیم چنین چیزی هست؟ واقعاً برگ درخت عناب چه موادی در آن است و چه ارتباطی دارد با مثانه و با کنترل عضلات مثانه که قطره قطره نریزد. خب بررسی کنیم. با ابزار امروز که راحتتر میشود بررسی کرد. حالا هزار سال پیش نمیشد مردم نمیفهمیدند. رابطه پوست درخت عناب با کنترل اسهال. نوع خاصی از آسم و تنگی نفس. بعضی از زخمهای کهنه، رابطه آن با گرد ریشه درخت عناب که با یک شیوه خاصی خشک شده باشد. برطرف کننده خستگی شدید. خوابآور. نه همهاش را. بعضی از موارد رشد موی سر را کمک میکند. برگ و پوست درخت عناب، جوشانده اگر بشوند در برابر بعضی از عفونتهای چشم. سوپ عناب با گوشت پخته بشود، در شیر مادری که به بچهاش شیر میدهد اثر دارد. خب بروید ببینیم اثر دارد یا ندارد. هزار مورد آزمایش کن. گرفتگی صدا. رابطه عناب با خونسازی برای بدن. درد کلیه و درد مثانه میتواند با نوع خاصی از دستوراتی که دارد، تسکین بدهد. ورم چشم اگر منشأش فلان چیز باشد. تقویت دستگاه هاضمه. به معده نظم میدهد. تقویت عمومی بدن. حافظه. قدرت حفظ مفاهیم در سلولهای مغزی. کماشتهایی را. موردی را میبینید که کسی بیخودی دارد گریه میکند، غصه میخورد، هیچ دلیل مشخصی ندارد ولی دچار افسردگی و یأس و گریه است. چند تا دارو دارد، یکیاش این است که عناب را دم کنید و بدهید، لبخند بر لبش خواهد آمد. چند بار بدهید. خوردن آب عناب با کاهو برای بعضی از بیماریها مفید است. بعد ضررهای آن را هم میگویند. میگوید این عناب این فواید را دارد.
ضررهایش: اگر کسانی یک چنان بیماریها و مزاجی دارند، نفخ میکند. تولید گاز زیاد دارند، سعی کنند به مهمانی خیلی نروند. اگر کسانی فلان بیماری را دارند، میگوید این را با شکر و با کشمش بخورند، نه بدون آن. عناب نیروی جنسی را کم میکند. اگر کسانی زیادی بیش از اندازه نیروی جنسی دارند، با عناب میتوانند تعدیل کنند. اگر کسی ضعف جنسی دارد، عناب میخورد، کنارش عسل بخورد.
این کتاب برای سیدعبدالله شبر است. منتهی عرض کردم این طب اهل بیت را با احتیاط باید گفت. به نظرم شیخ صدوق است که یک جا میگوید تقریباً تمام روایاتی را که در مورد طب و پزشکی است، هیچکدام اینها را ما به طور کامل تأیید سندی نمیکنیم. همه اینها از لحاظ سند قابل بحث است. و ضمن این که ما بعضی از محدثینی داریم که اساساً میگویند اینها را طب ائمه، طب امام صادق، طب پیامبر نگویید. ولی خیلی از علماء میگویند چرا هست. منتهی اولاً واجب نیست. ثانیاً سندش ضعیف است. خب خیلی روایات دیگر هم سند قطعی ندارید ولی خلاف عقل نیست و با خیلی از مسائل دیگر جاری است. سوم این که اینها را به عنوان حالا حکم شرع نسبت ندهید، اما استفاده کنید و چهارم این که این همه دارد اینها در طول تاریخ جواب داده است. همین الان هم خیلی از آنها جواب میدهد و خیلی از داروها و آمپولها و کپسولها در واقع همینهاست. همین مواد را میریزند و با یک چیز شیمیایی مصنوعی هم مخلوط میکنند.
یک پیشنهاد ما این است که اصلاً نگویید پزشکی اسلامی و پزشکی غیر اسلامی. من گفتم پزشکی اسلامی به چه معانیای هست و به چه معانیای نیست. بعد از توضیحات همه این موارد، فقط راجع به عناب این قدر گفته است. خوبیهای آن را میگوید، اثر بد آن را هم میگوید. تقریباً تمام نیازهایی را که بدن شما دارد، خداوند در طبیعت گذاشته است. اینها را بشناسید. چه زمانی؟ چه مقدار؟ کدام بیماری؟ چه نسبتی؟ فکر نکنید همه اینها را بشر تجربه کرده و یکی یکی پیدا کرده است. اصلاً امکانش نیست. بخشی را پیدا کرده است. سر خطها اینجوری نبود. خیلی از جزئیات را هم کسی کشف نکرده است. کاشف اینها کو؟ اصلاً هیچ جا اسم کاشف اینها نیست. اینها الهامات الهی است و تجربه هم میشود کرد. ولی تجربه کنید. حالا شروع کنید تجربه کنید. تکنولوژی را به کار ببرید، این کارها را هم بکنید. منتهی نه این که بالاخره ضرر آن بیشتر از سود آن بشود.
خلاصه یعنی از عقل استفاده کنید. عقل چه میگوید؟ عقل میگوید اگر شما داروهای طبیعی هست که بدون این که به تو صدمه بزند، دردت را برطرف میکند، مشکلت را حل میکند، میگوید از آن استفاده نکن؟ میگوید بکن. حالا عقل اگر میگوید ما برای این بیماری به لحاظ صنعتی اینها را میتوانیم با این چیز ترکیب کنیم بشود. این کار را بکنید. عقل چه میگوید؟ میگوید بکن. شرع هم همین را میگوید. شرق و غرب، قدیم و جدید، صنعتی و طبیعی نداریم. هر چه که به این مسیر کمک کند. منتهی احراز کنید. مردم موش آزمایشگاهی نیستند. چه به عنوان داروی گیاهی، چه به عنوان داروی فلان.
این اجمالاً یک نگاه کلی به مسئله پژوهشهای استراتژیک در عرصه بهداشت و سلامت در هفته پژوهش بود و از منظر تمدنی اسلامی. ببخشید.
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی